برچسب:
نویسنده: رها حبیبی
برچسب:
نویسنده: رها حبیبی
برچسب:
نویسنده: رها حبیبی
چندیست می خوام برایتان بنویسم
ولی قلم راه نمی رود
دوست دارم برایتان حرف بزنم
ولی نفس دم نمی کند
مانند کسی که در قفس مانده
آواز آسمان صدایش را در خود می خورد
دوست دارم برایتان کاری کنم
نگاهم به لبخند رضایت شماست
ولی افسوس که طعنه ی طعمه
حواستان را ز من می گیرد
من خوشی روزگار می گویم و شما
سرمست لحظه ای که در آنی

برچسب:
نویسنده: رها حبیبی
برچسب:
نویسنده: رها حبیبی